تبليغاتX
.::یادت نره دوست دارم::.

.::یادت نره دوست دارم::.

روزی روزگاری ابرمردی  با زن رویاییش ازدواج کرد .نتیجه عشقشان دخترکی بود شاداب و خوش روی

 که پدرش به او بسیار علاقه داشت .

وقتی دخترک خیلی کوچک بود ، مرد او را روی دست هایش بلندمی کرد و نغمه ای می سرود ،دور تا دور

اتاق می چرخید و پشت سر هم می گفت : " دوستت دارم ،دخترک کوچولوی مندخترک ،

بزرگ و بزرگتر شد وابرمرد ،مثل سابق ، او را در اغوش می فشرد و میگفت :

 " دوستت دارم ،دخترک کوچولوی من"دخترک اخم می کرد وبا لب ولوچه ی جمع شده می گفتمن

دیگردخترک کوچولو نیستم.پدر می خندید و می گفت :اما تو برای من همیشه یک دخترک کوچولو

خواهی بود......

دختر کوچولو که حالادیگر دخترک کوچولویی نبود بالاخره خانه پدری راترک کرد و پابه اجتماع گذاشت.

او هر چه بیشتر در مورد خود می اموخت بیش از پیش پدرش را می شناخت و درک می کرد که

 پدرش واقعا مرد قدرتمند و بزرگی است ،چرا که به مرور زمان بزرگی و قدرت او را کاملا باز می

شناخت .یکی از بزرگی های پدرش استعداد بی نظیر او در ابراز عشق و علاقه به خانواده بود .

برایش مهم نبود که دخترش بزرگ شده و پا به اجتماع گذاشته بود ، او همیشه دخترش را

" دخترک کوچولوی من " می نامید. روزی به دختر ،که دیگر دخترک کوچولویی نبود ،تلفنی اطلاع

 دادند که پدرش سخت مریض است ، سکته کرده بود و در اثر ضایعات مغزی قدرتت کلم خود را

از دست داده بود . حتی انگار معنی و مفهوم کلماتی را هم که می شنید، درک نمی کرد. او

 دیگر قادر به لبخند زدن ، راه رفتن ،در اغوش کشیدن و  " دوستت دارم ، دخترک کوچولوی من

" به دخترش را که اثری از کوچولویی در او دیده نمی شد ، نبود.........

و بدینسان دختر به دیدار پدر شتافت. از در اتاق که در امد نگاهی به پدر انداخت. او کوچک می نمود

و اثری از قدرت در او دیده نمی شد.نگاهی به دخترش انداخت و کوشید چیزی بگوید،اما نتوانست.

دختر تنها کاری که از دستش بر می امد، انجام داد .......از تخت بالا رفت و کنار پدر نشست ....

اشک از چشمان هر دوی انان جاری شد و دختر شانه های بیحس پدر را میان بازوانش گرفت .

دختر سر در سینه پدر نهاد و به خیلی چیزها اندیشید .لحظات خوش گذشته و احساس لذت بخش

 داشتن حمایت همیشگی این مرد بزرگ را به خاطر آورد. حس از دست دادن پدر و نشنیدن کلمات

مهر امیز او ، کلماتی که همیشه تسلی بخش وجود او بودند ، خاطر او را حزین کرد................

در همین لحظه بود که دختر متوجه ضربان قلب پدر شد،قلبی که همیشه مسکن و ماوای

موسیقی  و کلمات بوده است . قلب پدر ، پیوسته و بی محابا از اسیبی که به سایر اعضای

بدن رسیده بود ، همچنان می زد و دختر هر چه بیشتر سر در سینه پدر می فشرد ..............

او انچه را که نیاز به شنیدنش داشت ، شنید . قلب پدر به ضرب آهنگ کلماتی می تپید که زبانش

از ادای ان عاجز بود

دوستت دارم

دوستت دارم

دوستت دارم

دخترک کوچولوی من

دخترک کوچولوی من

 و دخترک با شنیدن این کلمات ارامش یافت.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/03 10:55 توسط محمد |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في
هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً

وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

سلام کپی برداری از این سایت آزاد است و یه سری هم به آرشیو بزنید .

کلاغ وطوطی هر دو سیاه و زشت آفریده شدند . طوطی شکایت کرد و خداوند او را زیبا کرد ولی کلاغ گفت : هر چه از دوست رسد نیکوست و نتیجه آن شد که می بینی . طوطی همیشه در قفس و کلاغ همیشه آزاد .

تاريخ تاسيس وبلاگ 03/03/1385
اینم آي دي من seleroon_topol


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385



پیوندها

به سایت شهر اهواز خوش آمدید
بزرگترین سایت اینترنتی شهر اهواز
کوچه پس کوچه های عشق...ملیحه
یک پنجره برای من کافیست ... مریم
فولاد هميشه قهرمان...هدا
فوتبال روز ایران ... ابوالفضل
مثلث برمودا ... فرناز و مهسا
لاف بویز ... امین زاغی و امیر پشت بلند
یك دانشجوي آزاد... مجتبي
شاهرخ خان ... مهسا
لطفا نیشخند بزنید!!! ... باران و امیر
جوانی... لیلا
وبلاگه یکی از طرفداران سندی ... سهیل
گربه نره و پیشی ماده ...شیرین
عاشق دل تنها ... امیر و فاطمه
نیا تووووو...پریا
سکوت دل ... نغمه
خاطرات عشق...مریم گلی
الماس پر... نیلوفر
فوتبال...پیروز
ترنم احساس ...ملیکا زرین دست
خلوتکده...بنده خدا
مطالب عاشقانه.....عکسهای زیبا...فرهاد
قهرمانی مال ماست...فرناز
من تو را باز کجا خواهم یافت...زهرا


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS


بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس