|
مادر داماد : ببخشين ، كبريت دارين؟
سيگار مي چسبه...
مشروب داديم بهش كه يادش بره
بازداشتش كردن...
همراهتون داشته باشين! + نوشته شده در دوشنبه 1385/03/29 15:57 توسط محمد |
روزگار بر خلاف آرزوهایم گذشت یادم باشه با هیچکس از احساسم حرف نزنم یادم باشه من تنهام یادم باشه که آدمها به عشق میخندن یادم باشه که به دنیا نیومدم تا به ارزو هام برسم یادم باشه که یادم نره ... + نوشته شده در دوشنبه 1385/03/29 15:48 توسط محمد |
رفتنت را دیدم تو به من خندیدی. آتش برق نگاهت دل من را آتش زد و مرا در پس یک بغض غریب در میان برهوتی تاریک پشت یک خاطره ی سرد و تهی با دلی سنگ رهایم کردی و تو بی آنکه نگاهی بکنی به دل خسته و آزرده ی من. رفتنت را دیدم تا به آنجا که نگاهم سو داشت و تو در آخر این قصه ی تلخ محو شدی باورم نیست که دیگر رفتی . اشک من بدرقه ی راهت باد. نگو بار گران بودیم و رفتیم نگو نامهربان بودیم و رفتیم نگو اینها دلیل محکمی نیست بگو با دیگران بودیم و رفتیم . + نوشته شده در پنجشنبه 1385/03/25 8:12 توسط محمد |
دخترک نجوا کرد: خدایا با من حرف بزن مرغ دریایی آواز خواند دخترک نشنید سپس دخترک فریاد زد: خدایا با من حرف بزن رعد در آسمان پیچید اما دخترک گوش نداد دخترک نگاهی به اطرافش انداخت و گفت : خدایا بگذار ببینمت ستاره ای درخشید اما دخترک توجهی نکرد دخترک فریاد زد :خدایا به من معجزه ای نشان بده یک زندگی متولد شد اما دخترک نفهمید دخترک با ناامیدی گریست . گریان گفت: خدایا با من در ارتباط باش .بگذار بدانم اینجایی بنابراین خدا پایین آمد و دخترک را لمس کرد اما دخترک پروانه را کنار زد و رفت. + نوشته شده در جمعه 1385/03/19 23:37 توسط محمد |
خیلی وقته که فهمیدم تو نه این چشما رو میخوای........نه این دستا رو....... فقط اونی رو میخوای که بوم بوم بوم توی سینه م میزنه!!! + نوشته شده در یکشنبه 1385/03/14 16:39 توسط محمد |
یه سوال واسه شما عزیزان : اگه کسی که عاشقانه دوستش دارید بی دلیل از شما جدا بشه و شما فقط بتونید یه جمله بهش بگید اون یه جمله چیه؟(فقط یه جمله) در ضمن بهترین جمله هم انتخاب میشه و هموزن برنده هم سکه طلا میدم + نوشته شده در یکشنبه 1385/03/14 16:24 توسط محمد |
خدایا به هر که دوست میداری بیاموز که عشق از زندگی بهتر است و به هر که دوست میداری بیاموز که دوست داشتن از عشق برتر + نوشته شده در دوشنبه 1385/03/08 13:21 توسط محمد |
مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند. آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: یواش تر برو، من می ترسم مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره زن جوان: خواهش میکنم، من خیلی می ترسم مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی مرد جوان: منو محکم بگیر زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری آخه نمیتونم راحت برونم. اذیتم میکنه روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید...!!! در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند..... + نوشته شده در شنبه 1385/03/06 12:14 توسط محمد |
روزی مردی خواب عجیبی دید . دید که رفته پیش فرشته ها و به کارهای آنها نگاه می کند . هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیکها از زمین می رسند باز می کنند و آنها را داخل جعبه هایی می گذارند . + نوشته شده در پنجشنبه 1385/03/04 13:13 توسط محمد |
کاش تو برای من همیشگی بودی ولی تو چیزی غیر از یک وجود سرد و تاریک نبودی. دلم برای تمام خوبی هایت تنگ است. کاش آن روز که از محبت میگفتی میدانستی عشق یادگرفتنی است. اما تو چشم هایت را روی تمام زیبایی ها بسته بودی خوب من چقدر بی تو بودن سخت ااست ولی با تو بودن هم سختی های خود را دارد دلم برای بودنت تنگ است. ولی تو مثل گل افتابگردان بودی که هر لحظه به یک طرف نگاه میکردی و من اینن نگاه کاذب را نمیخواستم . من تو را و وجود تو را میخواستم حیف که تو نمیدانی وجود چیست؟؟؟؟ + نوشته شده در چهارشنبه 1385/03/03 16:32 توسط محمد |
تا حالا شده دلت همچين بگيره كه ندوني به كجا پناه ببري؟حالا تمام وجودت اشك باشه؟دوست داشته باشي يه ثانيه ديگه هم نفس نكشي؟ دنيا به اين بزرگي بشه برات قفس؟شده تا حالا تا اعماق وجودت بخواي داد بزني؟با تمام احساست از زندگي بدت بياد؟نتوني به كسي اعتماد كني حتي برادرت؟ همچين كم بياري كه مرگ تو از خدا بخواي؟ از اوني كه دوسش داري بخواي بگذري؟ تا حالا شده اسم مرگ برات زيبا باشه طوري كه همون موقع تمام نيازت مرگ باشه؟ + نوشته شده در چهارشنبه 1385/03/03 16:25 توسط محمد |
|